می ترسم از نبودنت...   و از بودنت بیشتر!!!

نداشتن تو ویرانم میکند...    و داشتنت متوقفم!!!

وقتی نیستی کسی را نمی خواهم.    و وقتی هستی تو را می خواهم.

رنگهایم بی تو سیاه است ،و در کنارت خاکستری ام

خداحافظی ات به جنونم می کشاند...   و سلامت به پریشانیم!؟!

بی تو دلتنگم و با تو بی قرار....      بی تو خسته ام و با تو در فرار...

در خیال من بمان    از کنار من برو

من خو گرفته ام به نبودنت...

منبع


پ.ن1: من از این آرزوهای عاشقانه دردناک خوشم نمیاد.

پ.ن2: دلیل انتخابش یک حس غریب و پنهانی مازوخیسم بود!

پ.ن3: از رنگهای خاکستری موجود در شعر واگرا بودن این نوع دلدادگی کاملا مشهود است!!!

پ.ن4: ولی خوب ازدواج غروب عشق است و عشق صبحدم ازدواج

پ.ن5: چرا همگی بعضی وقتها در عشق، به طرز ابلهانه ای ناتوان و بدیختیم؟