تجربه...
در مسابقه شطرنج سازمانمون در مرحله کشوری دوم شدم انهم خیلی نامردی با پات ناجوانمردانه بخاطر تمام شدن تایم
طرف مقابلم یک خانم رشتی بود به رشتیان محترم جسارت نمیکنم ولی با همه وجود معنی کلاه رشتی رو درک کردم
حریفم تا دید داره میبازه ناله که باید بره دستشویی وقتی فهمید از تایمش کم میشه حاضر نشد بره ولی آخر وقت مربی بهش اجازه داد با توقف زمان بره دستشویی...
پنج دقیقه طول کشید و وقتی برگشت بازیش بشدت متفاوت شد...
دوست شطرنج بازم برام از تقلبی که بعضی بازیکنان بی اخلاق بازی شطرنج انجام میدهند پرده برداشت...
یواشکی با موبایل در سرویس بهداشتی...
نتیجه بازی باعث شد دوم شم...
اما ناراحت نفر چهارم شدم که میتونست سوم شه و برای شهرش افتخار آفرین باشه...
پ.ن: گول قلب مهربانتان را نخورید، نمیگویم مهربان نباشید اما به خاطر داشته باشید در محاصره تمساحان گریان و اشک ریز هستید.
زنده باد صلح و امنیت، دورباد هراس و جنگ(آمین)
https://www.instagram.com/reel/DAyrkwXIvwJ/?igsh=MWR5MzR6bWl0emxoNQ==
https://www.instagram.com/p/DAylXlhOQeq/?igsh=MTNyaG81cGQzOHJ5Zg==
ناصر خسرو قبادیانی
چون تیغ به دست آری مردم نتوان کشت
نزدیک خداوند بدی نیست فرامشت
این تیغ نه از بهر ستمگاران کردند
انگور نه از بهر نبید است به چرخشت
عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده
حیران شد و بگرفت به دندان سر انگشت
گفتا که «کرا کشتی تا کشته شدی زار؟
تا باز که او را بکشد آنکه تو را کشت؟»
انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس
تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت
تولد وبلاگ: دیماه 83