نامه هاي بچه ها به خدا
دکتر دیوید هلر
اشرف رحمانی - کورش طارمی
نشر راشین / چاپ دوم: بهار 1384
نقل کردم.(برگرفته از اينجا)
خدای عزیز!
توی مدرسه یاد گرفتهام که تو میتوانی از کرم ابریشم پروانه بسازی. به نظر من این کار تو واقعاً محشر است. برای خواهرم چه کار میتوانی بکنی؟ او زشت است.
لطفاً به پدر و مادرم نگو که من این را برایت نوشتم.
رفیق تو
گرِگ (11 ساله)
خدای عزیز!
من فکر میکنم تو باید واقعاً باهوش باشی که مذهب را اختراع کردی. با این کار باعث شدی که همهی مردم به تو احترام بگذارند و مدام اسم تو را به زبان بیاورند. من هم میخواهم معروف شوم. اسم من فرانک است.
با احترام
فرانک (11 ساله)
خدای عزیز!
تو نمیتوانی کاری کنی که کلیسا جذابتر شود؟ مثلاً پخش چند فیلم ویدئویی چهطور است؟
فقط میخواهم کمکی کردهباشم
سلیا (10 ساله)
خدای عزیز!
تو چه کسی را عبادت میکنی؟ اگر عبادت نمیکنی، فکر میکنی میتوانی به من اجازه بدهی از انجام این کار خلاص شوم؟
با عشق
جَمی (8 ساله)
خدای عزیز!
چهطوری؟ شنیدهام سرما خوردهای! نگران نباش. ما آدمها داریم روی دارویی برای معالجهی این بیماری کار میکنیم.
با بهترین آرزوها
دکتر(!) تونی (11 ساله)
خدای عزیز!
چرا دینهای کمتری به وجود نمیآوری تا مردم بیشتر با هم دوست باشند؟ الکس (8 ساله)
خدای عزیز!
تو چهطور با مریم آشنا شدی؟ اندی (6 ساله)
چرا تو اين همه معجزه زمانهاي قديم انجام دادي والان انجام نميدي؟
سي مور،(11ساله)
تولد وبلاگ: دیماه 83