” شاعر : مهدی مختارزاده “
.
باران که شدی مپرس این خانه کیست،سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست
باران که شدى، پیاله ها را نشمار، جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست
باران! تو که از پیش خدا مى آیی، توضیح بده عاقل و دیوانه یکیست
بر درگه او چونکه بیافتند به خاک، شیر و شتر و رستم و موریانه یکیست
با سوره ى دل، اگر خدا را خواندى، حمد و فلق و نعره مستانه یکیست
این بى خردان، خویش خدا مىدانند، اینجا سند و قصه و افسانه یکیست
از قدرت حق، هرچه گرفتند به کار، در خلقت تو و بال پروانه یکیست
گر درک کنى خودت خدا را بینى، درکش نکنی، کعبه و بت خانه یکیست
+ نوشته شده در ساعت توسط .qjlqJ.
|
تولد وبلاگ: دیماه 83