من تکه ای از خود را انگار که گُم کردم

حالا گویی مدت هاست به دنبال تو میگردم

هرروز برای تو با یاد تو میخوانم

دنبال چه هستم من افسوس نمیدانم

یک حس تب آلوده ،سردرگم

انگار که بعد از تو یک مُرده ی شبگردم

ایکاش که می دیدم یک لحظه تو را در خواب

برگردو بیا اینجا یک لحظه مرا دریاب

ای دور تراز رویا بافکر تو درگیرم

بی مهر شدی رفتی از دست تو دلگیرم

ای خاطره ی شیرین یک روح پر از دردم

من واژه ی تکراری آتشکده ای سردم

رد می شوم از چشمت با دیده ی گریانم

بیدار شو این بار برای همیشه رفتم ...