یک زمانی بود که میتوانستی مرد باشی و قدِ بلند و شکم شش‌تکه نداشته باشی

و همچنان جذاب باشی. رنگ کمربندت با کفشت و رنگ فلان ست با بهمان ست، هماهنگ نباشد ولی

ازنظر جامعه خوش‌پوش باشی. 
میتوانستی ساعت دستت نکنی و کیف دستت نگیری ولی همچنان شیک باشی. 

میتوانستی مثل مدلها نباشی ولی مرد جذابی باشی...

یک زمانی بود که میتوانستی زن باشی و بزرگی و کوچکیِ قسمتهای مختلف چهره و بدنت "مثل یک انسانِ طبیعی" باشد و همچنان زیبا به حساب بیایی.
میتوانستی یک نیمه‌گرسنه‌ی معذب نباشی، 
مثل هر موجود زنده‌ی طبیعی وقتی غذا در دسترست هست یک دلِ سیر غذا بخوری و از این میل غریزی‌ات خجالت نکشی...

یک زمانی بود که زیبا بودن آسان بود...

قبل از این‌که "بزرگترین نسل‌کشی تاریخ"، آغاز شود:

کشتن نسل آدمهای نرمالی که به "تصویر خودشان در آینه" و "تصویر دیگران در آینه‌ی خودشان"

سخت نمیگرفتند...