اگه قرار بود
هرڪسی بزرگترین غمش رو برداره
و ببره تحویل بده،
با دیدن غمهای دیگران
آهسته غمش رو
توی جیبش میگذاشت و
به خونه برمیگشت،
باور ڪن...