نیکی_فیروزکوهی
اهی کشفِ یک حقیقت بسیار هولناک تر و درد ناک تر از وجودِ آن است و من یک غروبِ پائیز فهمیدم، در رویاهای او جایی برای شیفتگیهای صادقانه ی من نیست. دیدارهایِ ما برای او معنایِ خاصِ خودش را داشت. من اما، در دوست داشتنم بی نیاز بودم. لحظهها را به کمال زندگی میکردم، چه در کنارِ او،
چه بی حضورِ او
نگاهِ ما به عشق چقدر متفاوت بود ... و من نمیدانستم
چه بی حضورِ او
نگاهِ ما به عشق چقدر متفاوت بود ... و من نمیدانستم
+ نوشته شده در ساعت توسط .qjlqJ.
|
تولد وبلاگ: دیماه 83