امیر_حسین_کامیار از کتاب سمت_آبی_آتش
شبیه سفر کردن است، عاشق شدن را میگویم.
از جایی راهی میشوی و امید داری به رسیدن.
گاهی اما نمیشود،
گم میشویم.
سمت آبی آتش، حکایت این گمگشتگی است،
تلاشی برای شرح منازل و مناظر مسیر سوگ.
کوشیدهام از تلخی بگویم اما تلخ نباشم.
من خویش، نخستین مخاطبِ این کلمات بودهام.
از میان انتظار، ترس و تنهایی گذشته و به نور رسیدهام.
به امید؛ به این باور که فردا تا همیشه روز دیگری است.
کاش این کلمات برای تو چنین کنند.
+ نوشته شده در ساعت توسط .qjlqJ.
|
تولد وبلاگ: دیماه 83