سکانسی به یادماندنی از یکی از فیلمهایی که دهه شصت از تلویزیون دیدیم:
فیلم ارتش سایهها، به گمان من یکی از بهترین فیلمهای با موضع جنگ جهانی است، فیلم در سال ۱۹۶۹ ساخته شده بود، کارگردانش ژان پیر ملویل بود و لینو ونتورا هم در آن بازی میکرد.
فیلم نگاهی واقعگرا و تلخ به سالهای مبارزات مقاومت مخفی فرانسه علیه نازیها دارد.
فیلم نشان میدهد که مقاومت و مبارزه علیه دشمن، ممکن است چه جراحاتی به روح و جسم مبارزان وارد کند.


دو سه روز پیش فیلم جدید استالینگراد را دانلود کردم تا ببینم، اما همان دقایق ابتدایی، پخش فیلم را متوقف کردم، چون فیلم به نظرم واقعگرا نیامد.
اما فیلم ارتش سایههای کلاسی فراتر از فیلمهایی با موضوع مشابه دارد، فیلم در بعضی از قسمتها مملو است از نگاه، مکث و سکوت، آن هم به صورت بامعنا. دقیقا همین چیزها در فیلمهای امروز هالیوود غایب هستند.
فیلم نشان میدهد که پایبندی و تعهد و اعتماد در یک رویارویی تمامعیار در مقابل یک دشمن بداندیش، اما باهوش، چه میزان میتواند دشوار باشد.
بازی سیمونه سینیوره در نقس ماتیلدا هم در فیلم درخشان است، زنی که مقاومت، ناچار میشود قربانیاش کند.

سکانس کشته شدن ماتیلدا یکی از سکانسها درخشان فیلم است.
اما صحنهای که باعث شده بود، فیلم در ذهنم باقی بماند، صحنه دیگری بود، صحنهای بود که فرمانده نازی، شماری از زندانیان را به خط میکند و آنها را وادار میکند که برای زنده ماندن، وارد یک مسابقه دو با هم بشوند.
آنها باید تنها برای اینکه چند دقیقه بیشتر زنده بمانند، با تمام نیرو بدوند و با هم رقابت کنند، برنده این اجازه را دارد تا لختی دیگر در این دنیا نفس بکشد، یعنی تا زمانی که وارد مسابقهای دیگر با هموطنان خود شود.
لینو ونتورا که نقش لینو ونتورا، یکی از رؤسای مقاومت فرانسه را دارد، نخست سر باز میزند، اما به حکم غریزه و اجبار او هم وارد این مسابقه بیهوده بینتیجه میشود.
فرمانده نازی موفق شده بود که آنها را وارد این جدال بیمفهوم کند و به نوعی آنها را با هم دشمن کند، اما فیلیپ شانس میآورد!

این سکانس فیلم را در یوتیوب آپلود کردهام.
شما میتوانید آن را از اینجا هم دانلود کنید.
اما در مورد فیلم ارتش سایهها، جالب است بدانید که منتقدان در آن سالهایی انتهایی دهه ۱۹۶۰ اصلا از فیلم استقبال نکردند. دلیلش هم بیشتر سیاسی بود:
۱- به خاطر اینکه محتوای فیلم به صورت ضمنی از مقاومت فرانسه تجلیل میکرد و متعاقب حوادث می سال ۱۹۶۸، شارل دو گل یک چهره محبوب اجتماعی نبود.
۲- تکریم مقاومت در برابر دشمن خارجی، آن سالها تابو شده بود، چون در خارج از مرزهای فرانسه، این بار در الجزایر مردم این کشور مقاومتی علیه فرانسویها راه انداخته بودند.
جالب است بدانید که سینمادوستان آمریکایی ۴۰ سال طول کشید تا با این فیلم آشنا شوند، فیلم در سال ۲۰۰۶ دوباره در آمریکا به نمایش گذاشته شد و بسیاری از منتقدان آن را در زمره برترین فیلمها در فهرستهایشان کردند!
از 1پزشک
تولد وبلاگ: دیماه 83