از سر دل...
من از این خسته ام که میبینم
تیرگی هست و شب چراغی نیست
پشت دیوارهای تو در تو
هیچ سبزینه ای ز باغی نیست...
ولی خوب
به یاد هستی بخش پاک
همه اوست، دیگر چه باک...
+ نوشته شده در ساعت توسط .qjlqJ.
|
من از این خسته ام که میبینم
تیرگی هست و شب چراغی نیست
پشت دیوارهای تو در تو
هیچ سبزینه ای ز باغی نیست...
ولی خوب
به یاد هستی بخش پاک
همه اوست، دیگر چه باک...
تولد وبلاگ: دیماه 83