من از این خسته ام که میبینم

تیرگی هست و شب چراغی نیست

پشت دیوارهای تو در تو

هیچ سبزینه ای ز باغی نیست...

ولی خوب

به یاد هستی بخش پاک

همه اوست، دیگر چه باک...