شازده کوچولو...
گفت : ولی می دانی هرکسی باید روزی اهلی شود وگرنه زندگی او کامل نیست٬
درست مثل روباه من که قبل از اهلی شدن زندگی کاملی نداشت
ویا مثل خود من که قبل از اهلی شدن توسط گل خودم زندگی معناداری نداشتم.
گفتم : بیچاره گل ها! وقتی از اینجا بروی چقدر دلشان برای تو تنگ می شود!
گفت : این هم جزئی از زندگی است
و شاید هم جزء باارزشی که به مفهوم زندگی عمق و معنای خاصی می بخشد.
آنگاه دلم برای گل ها سوخت٬
وقتی فکر کردم پس از رفتن شاهزاده کوچولو
چقدر دل های کوچک آنها به خاطر دوری از او آزرده خواهد شد٬
قطره های اشک در چشمانم حلقه زدند.
تمامی روز به این فکر می کردم که
آیا غم و اندوه جدایی که
شاهزاده کوچولو به صراحت از آنها سخن می گفت٬
واقعاْ جزئی از زندگی هستند؟؟؟
+ نوشته شده در ساعت توسط .qjlqJ.
|
تولد وبلاگ: دیماه 83