برگرفته از كتاب لالايي با شيپور (گزينگويهها و ناگفتههاي احمد شاملو)
چندین هزار سال از بهاصطلاح «آغاز تمدن انسان» گذشته است:
از پایان دورهیی که «قانون جنگل» بر جوامع بشری حکومت میکرده (و انگار که حالا دیگر نمیکند!)،
از پایان دورهیی که حق با قوی بوده (و انگار که حالا دیگر نیست!)،
از پایان دورهیی که جانورانی چون چنگیز معتقد بودهاند:
کسی از فاتح نمیپرسد چرا (و انگار که حالا دیگر میپرسند!).
چندین هزار سال از طلوع آفتاب تمدن گذشته است،
اما هنوز حق با کسی است که قدرت آتشین توپخانهاش بیشتر است؛
درحالیکه توپچی، بیحقترین کس است.
چندین هزار سال از تدوین «تاریخ تمدن اعجابانگیز بشر» میگذرد؛
کتابی که جلدی زیبا و کاغذی چنین گرانبها دارد،
اما لایش را که باز کنی، تعفنش همهی منظومهی شمسی را به گند میکشد.
در این چندین هزار سال «تمدن»، پنجاه سال پیاپی پیدا نمیکنی که
جهان در صلح و آرامش و امنیت سر کرده، پشت انسان از وحشت جنگی تازه تیر نکشیده باشد.
تولد وبلاگ: دیماه 83