سادیسم(sadism):حتماً تا به حال با افرادی برخورد کرده اید که نوعی حس مردم آزاری در وجودشان موج می زند ، با حرفهایشان بر قلب ها زخم می زنند ، با نگاه هایشان ، با لبخندهایشان ، با رفتارشان و … 
این بیماری مرموز که اتفاقاً بسیار هم شایع است «سادیسم» نام دارد که همان میل به دیگرآزاری است.شخص مبتلا به سادیسم که او را « سادیست» می‌گویند، انسانی است که اصولاً میل به‌ آزار و شکنجه دادن دیگران و همچنین ایجاد انهدام و نیستی در او یک میل طبیعی است . 
گونه های سادیسم: 
۱/سادیسم ذهنی: حالتی است که شخص سادیست، بجای اینکه به دیگران آزار و اذیت وارد کند صحنه‌های اعمال سادیستیک را در ذهن خود، مجسم می‌کند و از آنها لذت می برند
۲/سادیسم سمبولیک: یک حالت غیر عادی روانی است که مبتلایان آن کوشش می‌کنند با تحمیل حالات مخرب روانی (تمایل به توهین و تحقیر کردن و پایمال کردن شخصیت افراد)نسبت به آنها، برای خود یک حالت ارضاء و تشفی روانی ایجاد کنند. این گونه افراد زود از جامعه شان طرد میشند 
۳/سادیسم بدنی: افراد مبتلا به سادیسم بدنی(واقعی)کسب لذت و شعف را در تحمیل آزار و اذیت بدنی و ایجاد دردهای جسمی برای دیگران می‌بینند و این اعمال را بعضی اوقات حتی تا مرحله قتل و کشتار مرتکب می‌شوند
…مازوخیسم (Masochism): یا «شهوت آزار دوستی»، نقطه مقابل«سادیسم» است، یک فرد سادیست از ایذاء و اذیت دیگران لذت می‌برد، ‌اما یک انسان مبتلا به «مازوخیسم» از عذاب و شکنجه وارد شدن به خودش لذت کسب می‌کند. 
گونه های مازوخیسم: 
۱/مازوخیسم روانی: مبتلایان به این نوع مازوخیسم، بجز دشنام و خفت و خواری چیزی نمی‌طلبند و زخم زبان، اهانت و ناسزا، آنها را به اوج لذت می‌رساند. 
۲/مازوخیسم احساساتی: مبتلایان به این نوع مازوخیسم می‌کوشند با تجسم صحنه‌های مختلف مازوخیستی بوسیله فکر و خیال، تمایلات غیر عادی خویش را ارضاء کنند. 
۳/مازوخیسم جسمی: حالتی است که انسان را وادار می‌کند از احساس درد و رنج، لذت ببرد و بدن خویش را با اشتیاق در معرض زجر، درد و عذاب قرار دهد. 
سادومازوخیسم:این بیماری به گونه ای است که فرد با آزار دیگری،
 وی را وسیله ای برای آزار خویش قرار میدهد. این دقیقا حالت تکامل یافته دو تعریف بالاست


مثلا به کسی فحش رکیک می دهد تا طرف عصبی شده و او را بزند و تحقیر کند

البته گاهی اوقات اعمال سادیستیک یک فرد جنبه عمومی ندارد و شخص فقط از آزار گروه خاصی از مردم یا فردی خاص و یا حتی معشوق خود لذت می برد به طوریکه گاهی از آن به عشق جنون آمیز تعبیر می شود. خب یه نگاهی به صفحه حوادث بندازید : « پدری همسر خود را توسط فرزندش کشت » ! 
اینجاست که نقطه مشترک سادیسم و مازوخیسم آغاز می شود و شخص در صدد بر می آید تا با آزار دادن معشوق خود ، با شکستن دل او ، با گریاندن او ، با وارد کردن غذابهای روحی و روانی به او یا حتی وارد کردن ضربه های جسمی به وی ، خود را نیز عذاب دهد و بدین گونه نیازها و تمایلات غیرعقلانی خود را ارضاء کند. 
مالیخولیایی : افسردگی اقسام گوناگون دارد، شایع ترین آن افسردگی کبیر است که فرد مبتلا به آن گاهی شاد و خوشدل و موقتاً فعال می شود. نوعی از افسردگی کبیر به افسردگی مالیخولیایی موسوم است که بیمار هیچ گاه از چیزی دلخوش نمی شود در حدود ۱۵ درصد مبتلایان به افسردگی کبیر دچار افسردگی اوهام اند که معمولاً با خلق و خوی اندوهگین همراه است. مثلاً خود را گناهکار و غیر قابل بخشش تصور می کنند. در حدود ۱۵ در صد مبتلایان به افسردگی کبیر نیز دچار روان پریشی می شوند .…