مردم بدون تصور بهشت
عارفی را دیدند مشعلی از آتش در یک دست و جامی آب در دست دیگر
از او پرسیدند : کجا می روی ؟
گفت: می روم با این آتش بهشت را بسوزانم!
و با این آب جهنم را خاموش کنم !!!
تا مردم خدا را فقط به خاطر عشق بپرستند، نه به خاطر عیاشی در بهشت
+ نوشته شده در ساعت توسط .qjlqJ.
|
تولد وبلاگ: دیماه 83