دزد هم دزدهای قدیم از کشف الاسرار(مرسی عاطفه جون)
گویند روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود. آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند.
او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟
گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا ، مال او را حفظ می کند. من دزد مال او هستم ، نه دزد دین. اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب آن مال ، خللی می یافت،
آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است .
+ نوشته شده در ساعت توسط .qjlqJ.
|
تولد وبلاگ: دیماه 83