فرصتی نمانده است/ بيا همديگر را بغل کنيم

فردا يا من تو را می کشم/ يا تو چاقو را در آب خواهی شست

همين چند سطر/ دنيا به همين چند سطر رسيده است

به اينکه انسان/ کوچک بماند بهتر است/ به دنيا نيايد بهتر است

اصلا/ اين فيلم را به عقب برگردان/

آنقدر که پالتوی پوست پشت ويترين/ پلنگی شود/ که می‌دود در دشت‌های دور

آنقدر که عصاها / پياده به جنگل برگردند/ و پرندگان/ دوباره بر زمين… / زمين… 

نه! به عقب‌تر برگرد!

بگذار خدا / دوباره دست‌هايش را بشويد / در آينه بنگرد

شايد تصميم ديگری گرفت