هالووین Halloween
کلمه Halloween در اصل از عبارت All-Hallow-Even اومده. کلمه Hallow به معنای تقدیس شده و مقدسه. جشن Halloween از حدود ۵ قبل از میلاد در ایرلند و توسط قوم سلت (Celt) ابداع شد و بعدها در اوایل قرن نوزدهم به آمریکای شمالی اومد. این روزها بیشتر این جشن رو یک سنت آمریکایی میشناسن. بیش از همه، کشورهای آمریکا، کانادا، انگلیس، ایرلند و پورتوریکو از این جشن استقبال می کنن ولی میشه گفت که در بیشتر کشورهای دنیا این جشن کم و بیش با استقبال مواجه میشه.
سنتها و باورها در مورد Halloween در کشورهای مختلف متفاوته ولی به طور کلی این جشن شب آخر ماه اکتبر (یعنی ۳۱ اکتبر) برگزار میشه چرا که معتقدند در روز Halloween امکان ارتباط ارواح با آدمها برقرار میشه و همین طور امکان کارهای خارق العاده و جادویی هم وجود داره. گویا کلیسا نیز تا حدودی به این باورها جنبه مذهبی داده (در این مورد کاملا مطمئن نیستم).
هم بچه ها و هم خیلی از بزرگترها از این جشن استقبال می کنن.
برای بچه ها سه چیز خیلی جالبه اول پوشیدن لباسهای عجیب و غریب یا به قول اینها Halloween Costume. دوم شرکت در جشنهایی که ممکنه به این مناسبت بهش دعوت بشن و سوم که شاید از همه مهمتر باشه به قول من قاشق زنی و به قول اینها Trick or Treat. بچه ها در این شب لباسهای هالووینشون رو می پوشن و به در خونه ها میرن. مردم هم که از قبل کلی شکلات خریدن بهشون شکلات تعارف می کنن.
بزرگترهایی که به این جشن اعتقاد دارن به چند صورت با اون برخورد می کنن. خیلی ها خونه شون رو با انواع چیزهای ترسناک مثل اسکلت و روح و تابوت و امثال اون تزئین می کنن. مثلا بعضی ها حیات جلوی خونه شون رو به صورت یه قبرستون درمیارن (عین این همسایه بغلی ما). خیلی ها هم تو خونه شون می شینن تا به بچه ها شکلات بدن. در ضمن در همین راستا! کلی پارتی های بزرگسالانه برگزار میشه که مردم به این هوا لباسهای ترسناک و یا سکسی می پوشن و تا می تونن می خورن و می نوشن و حال می کنن.
دو تا از کارهایی که در این ایام رایجه یکی گذاشتن مترسک دم در خونه است (شاید به عنوان یک موجود وحشتناک) و دیگه درست کردن jack-o'-lantern. این jack-o'-lantern در واقع یک کدو تنبل مخصوص هالووینه که توش رو خالی می کنن، روش رو کنده کاری می کنن و بعد داخلش یه شمع روشن می کنن. Lantern یعنی فانوس.
ریشه اصلی هالوین به مردم سلتیک برمیگرده که باور داشتند در این شب روحهای سرگردان به دنبال یافتن بدنی که اون رو تسخیر کنند به زمین میان و به همین جهت از وسایلی برای ترسوندن استفاده میکردن (مثلاَ آتش روشن میکردن) کدو حلوایی هم یه افسانه داره در مورد یه آدم حقه باز به اسم جک که سر شیطان کلاه میذاره و در تنه درخت زندانی میکنه.
این آقای جک شیطون رو توی درخت زندانی میکنه و از شیطون قول میگیره که دیگه هیچ وقت سعی نکنه اونو گمراه کنه. شیطان هم قول میده و آزاد میشه. وقتی این آقای جک از دنیا میره به خاطر دوز و کلکهایی که داشته از ورود به بهشت سر باز میزنه(به خاطر روح شیطانی که داشته) و از طرفی وارد جهنم هم نمیشه (چون شیطان رو شکست داده بوده) و در عوض شیطان بهش یه کدو میده با یه شعله درونش که بتونه راهش رو در برزخ پیدا کنه.
این افسانه به نظر ایرلندی میاد.
(قسمت آخر از خانم آتوسا در نظرات همی پست وبلاگ کانادا از نگاه یک مهاجر)
تولد وبلاگ: دیماه 83