لمس شعر
میدانی!
گاهی وقتها شعرهایی میخوانی که نمیتوانی درکشان کنی و به راحتی با یک تلنگر میاندازیشان کنار.
اما انگار این چرخ روزگار است که در هر چرخِش چرخَش میخواهد تکهای از شعرها را حالیات کند.
مثلا این تکه را:
گاه و بیگاه فرو میشوی
در چاه خاموشیات،
در ژرفای خشم پرغرورت،
و چون بازمیگردی
نمیتوانی حتی اندکی
از آنچه در آنجا یافتهای
با خود بیاوری.
ــــــــــ پابلو نرودا، هوا را از من بگیر خندهات را نه.
+ نوشته شده در ساعت توسط .qjlqJ.
|
تولد وبلاگ: دیماه 83