می‌دانی!

گاهی وقت‌ها شعرهایی می‌خوانی که نمی‌توانی درک‌شان کنی و به راحتی با یک تلنگر می‌اندازی‌شان کنار.

اما انگار این چرخ روزگار است که در هر چرخِش چرخَش می‌خواهد تکه‌ای از شعرها را حالی‌ات کند.

مثلا این تکه را:

    گاه و بی‌گاه فرو می‌شوی

    در چاه خاموشی‌ات،

    در ژرفای خشم پرغرورت،

    و چون بازمی‌گردی

    نمی‌توانی حتی اندکی

    از آن‌چه در آن‌جا یافته‌ای

    با خود بیاوری.        

               

                                                              ــــــــــ پابلو نرودا، هوا را از من بگیر خنده‌ات را نه.

از وبلاگ وجیزه های یک وکیل