چون تيغ به دست آري مردم نتوان کشت / نزديک خداوند بدي نيست فرامشت
عيسي به رهي ديد يکي کشته فتاده / حيران شد و بگرفت به دندان سر انگشت
گفتا که «که را کشتي تا کشته شدي زار؟ / تا باز که او را بکشد آنکه تو را کشت؟»
انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس/ تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت
+ نوشته شده در ساعت توسط .qjlqJ.
|
تولد وبلاگ: دیماه 83