نیکی‌_فیروزکوهی

اهی‌ کشفِ یک حقیقت بسیار هولناک تر و درد ناک تر از وجودِ آن است و من یک غروبِ پائیز فهمیدم، در رویا‌های او جایی‌ برای شیفتگی‌‌های صادقانه ی من نیست. دیدار‌هایِ ما برای او معنایِ خاصِ خودش را داشت. من اما، در دوست داشتنم بی‌ نیاز بودم. لحظه‌ها را به کمال زندگی‌ می‌‌کردم، چه در کنارِ او،
چه بی‌ حضورِ او

نگاهِ ما به عشق چقدر متفاوت بود ... و من نمی‌د‌انستم

سیدعلی صالحی

رفتن هم حرف عجیبی ‌است شبیه اشتباه آمدن!
گفت بر ميگردم
ورفت
وهمه‌ ی پلهای پشت سرش را ويران کرد.
همه میدانستند ديگر بازنمیگردد
امابازگشت
بی هيچ پلی درراه؛
اومسير مخفی یادها رامیدانست

گیر کرده ایم،
بین ساعتی که نمیگذرد
و عمری که زود میگذرد...

چه خوب میشد
ما هم مثل شب باشیم
پیچیده ولی آرامبخش دلها...

گاهی دلت نه عشق می خواهد،

نه عاشقانه
گاهی دلت فقط یک رفیق شش
؛ دانگ می خواهد
که بنشینی کنارش
و بدانی
نه سکوتت ناراحتش می کند،
نه حرفهای بی سرو تهت،
نه اخمهایت
و نه تمام دق دلیهایی که از
کسی داری
و سرش خالی می کنی.
گاهی چقدر خوب است،
بودن کنار کسی
که عاشقت نیست

فقط دوستت دارد ...

برتولت_برشت

رایم بنویس، چه تنت هست؟ لباست گرم است؟
برایم بنویس، چطوری می‌خوابی؟ جایت نرم است؟
برایم بنویس، چه شکلی شده‌ای!
هنوز مثلِ آن وقت‌ها هستی؟
برایم بنویس، چه کم داری! بازوانِ مرا؟
برایم بنویس، حالت چطور است! خوش می‌گذرد؟
برایم بنویس، آن‌ها چه می‌کنند! دلیری‌ات پابرجاست؟

برایم بنویس، چه می‌کنی! کارت خوب است؟
برایم بنویس، به چه فکر می‌کنی! به من؟
مسلماً فقط من از تو می‌پرسم!
و جواب‌ها را می‌شنوم
که از دهان و دستت می‌افتند
اگر خسته باشی، نمی‌توانم
باری از دوش‌ات بردارم.
اگر گرسنه باشی، چيزی ندارم که بخوری.
و بدين‌سان گويا از جهان ديگری هستم
چنان‌که انگار فراموش‌ات کرده‌ام.

ناهید_طباطبایی

آدم وقتی جوان است به پیری جور دیگری فکر می کند. فکر می کند پیری یک حالت عجیب و غریبی است که به اندازه صدها کیلومتر و صدها سال از آدم دور است.
اما وقتی به آن می رسد می بیند
که هنوز همان دخترک پانزده ساله است
که موهایش سفید شده،
دورِ چشمهایش چین افتاده،
پاهایش ضعف می رود،
و دیگر نمی‌تواند پله ها را سه تا یکی کند..
و از همه بدتر بار خاطره هاست که روی دوش آدم سنگینی می کند...

#مهدیه_لطیفی

ندانستن عالی ست. نپرسیدن هم عیب نیست. نفهمیدن فاجعه است!

تا می توانید ندانید هیچ چیز را؛ اما هرچیزی را که میدانید، بفهمید!!...
نه ندانستن عیب است و نه نپرسیدن؛ نفهمیدن است که عیب است!
ما در عصر سرعت اطلاعات و ارتباطات تقریبا همه چیز را می دانیم اما تقریبا هیچ چیز را نمی فهمیم!
ما در روابط دونفره مان حتی همه چیز را راجع به طرفمان _حتی آن چیزهایی که ربطی به ما ندارند_ را می دانیم اما همدیگر را نمی فهمیم!

#مهدیه_لطیفی

ندانستن عالی ست. نپرسیدن هم عیب نیست. نفهمیدن فاجعه است!

تا می توانید ندانید هیچ چیز را؛ اما هرچیزی را که میدانید، بفهمید!!...
نه ندانستن عیب است و نه نپرسیدن؛ نفهمیدن است که عیب است!
ما در عصر سرعت اطلاعات و ارتباطات تقریبا همه چیز را می دانیم اما تقریبا هیچ چیز را نمی فهمیم!
ما در روابط دونفره مان حتی همه چیز را راجع به طرفمان _حتی آن چیزهایی که ربطی به ما ندارند_ را می دانیم اما همدیگر را نمی فهمیم!