نکته

دریا و شمع عمیقا آرامش بخشند

آرام و بیصدا پیکره بندی ذهن رو تنظیم میکنند.

هشدار

همیشه آدمها رو از روی هوشمندیشون دسته بندی میکنم

دیشب کابوس دیدم

پشت سرم میگفتند : این خنگ شده!

سید علی صالحی

نیامدن
هزار بهانه می‌خواست
و
آمدن
یکی،
دلتنگت بودم...!

سکانسی به یادماندنی از یکی از فیلم‌هایی که دهه شصت از تلویزیون دیدیم:

ارتش سایه ها

از 1پزشک

ادامه نوشته

شعف!

بیست

نیکی فیروز کوهی

هراس،
یعنی‌، من باشم و‌ تو باشی‌
و حرفی‌ برایِ گفتن،
نباشد...!

بیدار - شاملو

 " هان , سنجیده باش که نو میدان را معادی مقدر نیست!

معشوق در ذره ذره جان توست که باور داشته ای

 در زیج جستجو ایستاد ی ابدی باش, 

...

 نه نومید مردمان را معادی مقدر نیست؛

چاوشی امید انگیزٍ توست که این قافله را به وطن میرساند".

از خاکستر

به خاطر غبار آلودگی تن به زمین وابسته ایم

                                                     به خاطر سر به هواییمان به آسمان

            از دست وابستگی ها که برهیم

       هه ...

                       چون تخت سلیمان میان آسمان و زمین معلقیم ...


از یک باران تنهایی

شراکت اجباری

عکس های خنده دار و طنز دی ماه

سالوادور دالی


زندگی پانتومیم است ، حرف دلت را به زبان آوری باخته ای

از جلیل صفر بیگی ...


لنگه های چوبی در حیاط مان

گرچه کهنه اند و جیرجیر می کنند،

محکمند.

خوش به حالشان

که لنگه ی همند.

تفاوت نسل ها

تفاوت نسل ها

آشنا شویم

با ده پدیده عجیب اقیانوسی

ادامه نوشته

تنهایی / رضا کاظمی

تنهایی،

شاخه‌ی درختی‌ست پشتِ پنجره‌اَم

گاهی لباسِ برگ می‌پوشد

گاهی لباسِ برف

اما، همیشه هست!

از یادداشتهای استاکر


از "محمد شمس لنگرودی"


بنویس

بنویس و هراس مدار

از آن که غلط می‌افتد.


بنویس و

پاک کن

همچون خدا که هزاران سال است

می‌نویسد و پاک می‌کند

و ما هنوز زنده‌ایم

در انتظار پاک شدن

و بر خود می‌لرزیم.

از یادداشتهای استاکر


در حقیقت آدم در یک سکانس در زندگی اش گیر می کند
و بعد مهم نیست تا کجا پیش می رود
تا هرجایی که پیش برود باز هم با یک چشم بر هم زدن
بر میگردد به همان سکانس
همان سال.. همان لحظه.. همان روز..
و پیر شدن انسانها از این لحظه شروع میشود !

زندگی هامون شده شبیه سریال

امروز خودشو میبینیم…فردا تکرارشو !

پیاده روی در برف

بیست

چه گریزیست زمن؟!

               چه شتابیست به راه؟!

                       به چه خواهی بردن در شبی این همه تاریک، پناه؟!

شاید آن نقطه نورانی دشت، چشم گرگان بیابان باشد!!!


                        ای دریغا! گه زمان بس دور است...

لحظه ها را دریاب...

                                                چشم فردا کور است...

از اندیشه آسمانی


پارادوکس


کلینت استوود میگه:هیچ وقت نخواستم دشمنامو بشناسم

 چون میدونستم خیلی از دوستامو از دست میدم…

نتیجه؟

عقاب همیشه تنهاست

اما لاشخورها همیشه باهمند...


نیما یوشیج

  چایت را بنوش
نگران فردا نباش
از گندمزار من و تو
مشتی کاه میماند برای بادها

بارش برف


فکر کردن به گذشته مثل دویدن دنبال باد است 

البرت کامو-عصیان در برابر پوچ

درباره ی آدم هایی که عاشقشان هستیم ، 

دو بار خودمان را فریب می دهیم ... !

یک بار برای مزیت هایشان 

و

 بار دیگر برای نقص هایشان ..

آخرین حلقه

دروغ خودش را در آخرین حلقه از حلقه های راستی آشکار میکند.

 از آنجا که ناراستگو از هیچ چیز جز دروغش در زمان حال نمیترسد،

 آن را به آخرین حلقه ی کلامش متصل میکند

 تا خیالش از بابت تمام راست هایی که میداند آسوده شود،

 آنگاه آن را در موجز ترین حد مخاطبش به سمتش پرتاب میکند.

از جیغ


شبه جوجه اردک زشت

تشبیه از نوع نوستالوژیک

بعضي آدما شبيه مزه ي ساندويچ كالباس هاي قديمي هستن ،

 كه تو سينما قبل رفتن تو سالن يا از بوفه ي مدرسه مي خريديم 

!نه تكرار ميشن ؛ نه فراموش ...!! 

منبع

ماندلا


هیچ چیز مانند نحوه رفتار افراد یک جامعه با کودکان، شرافت آن جامعه را نشان نمی‌دهد. 

اعصاب ندارم...

نازززی!

چشمک حیوانات


آخ!

لوس مامان

نلسون ماندلا از قید زندگی، آزاد شد...

source

تفاوت دیدگاه

source

...

source

آلبرت کامو

به آنچه که ما را با برخی از انسان ها وابسته میکند نام عشق ندهیم. 

از جملات حکیمانه

نگاه کن / علیرضا روشن


هی خانم!

که خیره نگاه می‌کنی

لباسم شبیه او بود یا قد و قواره‌ام؟

شرم نکن ! من درد ِ تو را می‌فهمم

من هم به یاد ِ او

به ابرها و آدم‌ها

حتی به دیوار

خیره شده‌ام

هر چه دلت می‌خواهد نگاه کن.

    از یادداشتهای استاکر

حس و حال این روزها

از فیلم Midnight in Paris


پاول: من هیچوقت نتونستم بفهمم که چه کسایی عتیقه میخرن و این چیزا به چه دردشون میخوره!

آینز: کسایی که تو گذشته زندگی میکنن، کسایی که فکر میکنن اگه زودتر به دنیا می اومدن خوشبخت تر بودن!

پاول: قبول دارم، نوستالژی یک جور فراره ، فرار از دردهای امروز…

    از یادداشتهای استاکر


خوابم میاد

منظره

سرعت اینترنت واقعا جالبه!
وقتی اون درسته سرعت بلاگفا به مراتب جالبتر!!!

مردم  ِاین روزها

وقتی میخوان از کسی تعریف کنن:

 عجب نقاشیه نکبت…

 چه دست فرمونی داره نامرد…

 چقدر خوب میخونه بد مصب…

چه گیتاری میزنه ناکس…

 استاده کامپیوتره لامصب…

 موی کوتاه به طرف میاد :چه عوضی شدی… 

عجب گلی زد بی وجدان… 

 دوستت دارم وحشتناک…!

اما وقتی میخوایم فحش بدن:

 برو شازده… 

چی میگی مهندس…

 آخه آدم حسابی… 

دکتر برو دکتر…

 چطوری آی کیو؟ 

به به! استاد معظم! 

کجایی با مرام؟

 باز گلواژه صادر فرمودی؟