
می خندد اما خنده اش از ته دل نیست...
پ.ن: احساس میکنم اکثر خنده های این روزها، ژوکندی است...
نقاشی: مونالیزا از لئوناردو داوینچی؛ دانشمند، نقاش، مجسمهساز، معمار، موسیقیدان، ریاضیدان، مهندس، مخترع، آناتومیست، زمینشناس، نقشهکش، گیاهشناس و نویسنده ایتالیایی دوره رنسانس
چه روزگاری
استنلی کوبریک، یکی از کارگردانان و تهیهکنندگان بزرگ سینمای هالیوود میگوید:
"یک فیلم بیشتر مانند موسیقی است تا داستان - یا در واقع باید اینگونه باشه.
باید فرایندی از موودها و احساسات باشد. تم، اینکه چه چیزی پشت احساس است، اینکه چه معنایی دارد، تمام اینها بعد پیش میآیند."
پ.ن: چه تشبیه جالب و قابل تاملی👌 حالا متوجه میشم چرا دوره کودکی در دهه شصت، انقدر غم انگیز بود همراه با طعم پوچی، بس که تلویزیون، فیلمهای اعصاب خوردکن و غم انگیز ژاپنی یا هندی پخش میکرد درست مثل یک موسیقی غمگین آزاردهنده...
نکته
کارل گوستاو یونگ معتقد بود:
ما نمیتوانیم صفتی را که در خود نداریم در دیگری تشخیص دهیم.
به عنوان نمونه اگر شما فردی را خودخواه میدانید، مطمئن باشید شما هم میتوانید به همان اندازه خودخواهی نشان دهید.
چرا که ما نمی توانیم چیزی را درک کنیم بدون اینکه خود، آن نباشیم.
مولانا در کتاب فیه ما فیه آورده است:
اگر در برادر خود عیب می بینی، آن عیب در توست که در او می بینی. عالَم همچنین آیینه است؛ نقش خود را در او می بینی؛ که المؤمن مرآة المؤمن. آن عیب را از خود جدا کن. زیرا آنچه از او می رنجی، از خود می رنجی..
همیشه برام سوال بود که چرا خاطرات بد مرتب در ذهنم مرور میشوند تا اینکه جایی خواندم:
طبق تحقیقات،
ماندگاری خاطرات بد در مغز بسیار بیشتر از خاطرات خوش است.
مغز تعصب عجیبی برای خطرات بد دارد که به عنوان یک مکانیسم دفاعی در جهت بقا محسوب می شود...😳😶
پ.ن۱: منبع مطالعات رو پیدا نکردم
پ.ن۲: امان از تعصب به ویژه تعصب مغزی...🤦♀️
.
تولد وبلاگ: دیماه 83