ناظم حکمت
کاش سرم را بردارم
و برای هفتهای در گنجهای بگذارم و قفل کنم
در تاريکی يک گنجه خالی
روی شانههايم
جای سرم چناری بکارم
و برای هفتهای در سايهاش آرام گيرم
+ نوشته شده در ساعت توسط .qjlqJ.
|
کاش سرم را بردارم
و برای هفتهای در گنجهای بگذارم و قفل کنم
در تاريکی يک گنجه خالی
روی شانههايم
جای سرم چناری بکارم
و برای هفتهای در سايهاش آرام گيرم
هـیــــچ!:
همیشه کسی هست
که منتظر است ...
همیشه کسی هست
که نمی آید ...
پ.ن: در ادامه ترجمه کامل لحاظ گردیده است.
وقتی تن کسی را زخمی میکنی،
دیگه بعدش نوازش کردنش فقط دردش را بیشتر میکند...