دکتر شریعتی

مجهول ماندن، رنج بزرگ روح آدمی است.

یک روح، هر چه زیباتر است و هر چه داراتر،

به آشنا نیازمندتر است...

...

و چه شگفت است آشنایی، در پس بیگانگی

خویشاوندی پنهان، در  نا آشنایی!

۱ غریب آشنا...

1 متن زیبا(از شاعر کُرد)

عشق تو، ساعتی به شب وروز افزود ساعت بیست و پنج عشق تو، روز دیگر به هفته افزود روز هشتم عشق تو،  ماه ی دیگر به سال افزود ماه سیزده عشق تو، فصلی دیگر به فصلها افزود فصل پنجم وبه این شکل، عشق تو، زندگی را بمن بخشید که ساعتی،  روزی، ماه و فصلی را بیشتر از همه ی عاشقان دارد. برگرفته از وبلاگ رویای خاک (با سپاس از لطف تصحیح)

قیصر امین پور

ای کاش داستانهای واقعی امروز

خواب و خیال باشند

و مثل قصه های قدیمی

پایان خوب داشته باشند...

به یاد قهرمان کودکی، بهترین بابایی دنیا

بزرگ بود

و از اهالي امروز بود،

و با تمام افق هاي باز نسبت داشت،

و لحن آب و زمين را چه خوب مي فهميد....

ولي نشد،

كه روبروي وضوح كبوتران بنشيند،

و رفت تا لب هيچ،

و پشت حوصله نورها دراز كشيد،

و هيچ فكر نكرد،

كه ما ميان پريشاني تلفظ درها،

براي خوردن يك سيب،

چقدر تنها مانديم...

گران بفروشید

یک جایی خواندم:

آدمها را نفروشید،

اگر فروختید،

دوستانتان را نفروشید،

اگر فروختید،

ارزان نفروشید!